• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • سه شنبه ۱ دی ۱۳۹۴
  • نویسنده: سجاد ایرانمنش

1574
بازدید


عرفان خطیب زاده، و حضور او در کنفرانس بین المللی تئاتر تجربیIUGTT

هدف ما در این پروژه از نار، شناسایی افراد موثر و موفق است. فارغ از این که جریان های  اصلی فعالیت های چه کسانی را زیر نظر گرفته اند، نار به سراغ افرادی می رود که با خودباوری، همراستا با این جریان ها یا در تقابل به آن، در تلاش به پاسخی فردی و دغدغه ای شخصی برآمده اند.

عرفان، متولد سال 1372، دانشجوی  سال دوم  رشته تئاتر گرایش عروسکی - دانشگاه تهران پردیس هنرهای زیبا 

دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی است که نمایش های بسیاری را در نقش کارگردان، بازیگر، نویسنده به اجرا رسانده است.  متد عرفان در کنار 15 نفر از افراد برجسته ی تئاتر جهان، در کنفرانس بین المللی تئاتر تجربیIUGTT  به ثبت رسیده است.

آنچه می خوانید روایتی است صمیمانه از عرفان خطیب زاده، و موفقیت او در ابداع یک متد بینارشته ای میان شیمی و کارگردانی تئاتر، از جانب خود او.

عرفان خطیب زاده:

در حقیقت متدی که ابداع کردم به نام : کاربرد ساختار فرمول های شیمی به عنوان الگوهایی در جهت انواع میزانسن در کارگردانی تئاتر  با رویکردی بر جعبه کارگردانی ، است .

بسیاری از دوستان و همکلاسی هایم می پرسند چه محتوایی دارد؟ ایده اش از کجا به ذهنت رسید ؟

حقیقت امر این است که ، من تمرینی روزانه برای خود دارم. آن هم تکنیکی است که از داوینچی آموخته ام .

داوینچی می گوید نبوغ یعنی آنکه شما بتوانید بین دو چیزی که اصلا بهم ربطی ندارند ارتباط برقرار کنید و چیزی جدید بوجود آورید. این فکر مدت ها در ذهن من بود و حقیقتا دغدغه ام پیرامون مبحث میزانسن در کارگردانی تئاتر بود.

یک روز در کتابخانه دانشگاه بودم و در حال مرور دفترچه ی ایده ها و طرح های پژوهشی ام بودم که ناگهان شیمی به ذهنم رسید ، با توجه به اینکه دیپلم تجربی هم دارم متاسفانه یا خوشبختانه ( می خندد ) ، سریعا شروع به کار کردم.

روزها در کتابخانه ی علوم تجربی به دنبال کتاب های شیمی می گشتم . نزدیک به 60 کتاب شیمی اعم از فارسی و انگلیسی را مورد مطالعه قرار دادم . همچنین ده ها مقاله و جزوه و ... که از دوستان ، دانشجویان و اساتیدی که تخصصشان شیمی بود ، گرفته بودم .

تقریبا سه ماه روی مبحث شیمی کار کردم و جدول مندلیف رو یاد گرفتم و در اینترنت هم مطالعاتی را دنبال می کردم تا اینکه متوجه شدم  تا بحال در امر تحلیل نمایشنامه از شیمی استفاده کرده اند ،مثلا استادی از دانشگاه کلمبیا آمریکا با توجه به پیوند شیمیایی سدیم و آب ، نمایشنامه رمئو و ژولیت شکسپیر را تحلیل کرده بود و من فقط می گفتم مگر می شود ؟! پس نظریه ام انقدرها هم عجیب نیست!

باید به عرضتان برسانم که، امروزه در دنیا ، مطالعات بینا رشته ای حرف اول را در جهان می زند و این صرفا به رشته های هنری بسنده نمی شود و در تمامی رشته ها گسترش یافته است.

جالب است بدانید حتی موسسه تئاتر و علم در آلمان وجود دارد و حتی پایان نامه های دکتری دانشگاه لندن و نیویورک، درمورد مطالعات بینا رشته ای می باشند.

در نهایت متد ام را با تمام سختی هایش به اتمام رساندم و برای اینکه اطمینان حاصل کنم سه نمایشنامه : ادیپ سوفوکل ، هملت شکسپیر و در انتظار گودو بکت را انتخاب کردم و پس از آزمایش متوجه شدم که کاملا جواب می دهد.

شاید برایتان جالب باشد این خاطره که ، روزی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای دیدن برنامه ای رفته بودم . ناگهان نظرم به چند پسر بچه جلب شد که روی صحنه بودند .آن زمان با خودم گفتم پس بچه ها چی ؟ آیا متدم برای آنها مناسب است ؟ بنابراین سریعا به خانه برگشتم و فکر کردم که چه باید بکنم تا این متد برای بچه ها و حتی علاقمندان و مخاطبان جذاب و قابل یادگیری باشد و بعد از تحقیق و آزمون و خطا راه را یافتم و به کانون رفتم و متد را با انها تمرین کردم و همانطور که حدس میزدم جواب داد.

مدتی بعد  فراخوان جشنواره تئاتر دانشگاهی بخش پژوهش به دستم رسید. آن هم با محوریت مطالعات بینا رشته ای و کاربردی . هیجان زده و خوشحال مقاله ام را طبقه بندی و تنظیم کردم و بالاخره پس از کارهای ثبت نام و اداری ، مقاله ام را تحویل دبیرخانه جشنواره دادم و مشتاقانه منتظر جواب ماندم .

در کمال حیرت مقاله ام رد شده بود . 10 مقاله معرفی شده بودند برای ارائه سمینار که هیچکدام ربطی به این موضوع نداشتند !!! و من فقط متعجب بودم و هستم !

همیشه سعی می کنم که دانش تئاتری ام به روز باشد، بنابراین همیشه مطالب سایت ها و جشنواره های داخلی و خارجی را مورد مطالعه قرار می دهم

در این زمینه ، فراخوان کنفرانس بین المللی تئاتر تجربیIUGTT  انگلیس را دیدم که منتشر شده که هر ساله در یک کشور برگزار می شود و امسال در اتریش بود

بنابراین فرصت را غنیمت شمردم و پروپوزال کارم را برایشان ارسال کردم و آنها پس از بررسی، خواهان ارائه کل مقاله شدند و من کل مقاله را به زبان انگلیسی ترجمه و ارسال کردم. بعد از مدتی برایم جواب آمد که شما پذیرفته شده اید که متد مورد نظرتان را برای هنرمندان ما در این کنفرانس آموزش دهید و من فقط متعجب بودم و هستم !!!

 آن هم آموزش متد من در کنار اساتید برجسته تئاتر جهان که 15 نفر بودند .

بعد از مدتی دیدم در تابلوی اعلانات دانشکده از طرف مرکز تاتر تجربی برایم پیغام تبریکی نوشته شده و این اتفاق برایم غیر منتظره بود .

عکس العمل ها جالب بود .خیلی ها می آمدند و می خواندند و رد می شدند، خیلی ها می خندیدند ، خیلی ها تعجب کرده بودند و خیلی ها ...

در این حین، چند تن از اساتید دپارتمان نمایشی پردیس هنرهای زیبا واقعا پشتیبانی و تشویقم کردند و نظرات ارزنده و مفیدشان واقعا راهگشای کارم بوده و هست و من از آنها واقعا ممنونم.

حتی چندین بار مرکز تئاتر تجربی درخواست کرد تا متد ام را در دانشگاه ارائه بدهم ولی فرصتی نبود و باید ویزایم را می گرفتم و بعد از سفر این کار را می کردم.

خلاصه بگویم ،هفت خوان ویزا !  7 بار سفارت رفتم و نشد ! نمیدانم چرا ؟! شاید اگر حمایت های داخلی بیشتر میشد این اتفاق می افتاد . شاید . نمیدانم !

به هر حال برایم اهمیتی ندارد و غرب زده نیستم اما برخورد آنها برایم جالب بود و هست.

انقدر جالب که حتی در بیوگرافی کل مدرسین ، سال تولد ذکر نشده بود و نوشته بودند پروفسور دانشگاه و ..

و برای من ذکر کرده بودند دانشجوی لیسانس تئاتر !

اما متاسفانه ما به خودمان اعتماد نداریم . من به همکلاسیم اعتماد ندارم و همکلاسی ام به من، حتی برای انجام پروژه ای مشترک !

می دانید، ما خودمان را دست کم می گیریم. فکر می کنیم حتما یکی باید از سالن شکسپیر لندن بیاید و چیز جدیدی بگوید و ما آن را قبول کنیم، چون خارجی است !

به هر ترتیب من کارم را انجام می دهم . مهم نیست بشود یا نشود . بروم یا نروم . مهم این است که حرکت می کنم . زمانی تند و زمانی کند ! حرکت !

 

  • تئاتر ،
  • دانشگاه تهران ،
  • اخبار فرهنگی و هنری ،
  • هنر ،
  • کنفرانس بین المللی تئاتر تجربیIUGTT ،
  • شیمی و تئاتر ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر