• این بخش به زودی فعال خواهد شد
xلطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید
پربازدیدترین ها
  • مطالب

  • جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
  • نویسنده: سحر مکتبی

زن و خانواده
1907
بازدید


زنانی که نه بدبخت هستند و نه بدبخت می کنند

بی شک قرن ما یک سلسله بدبختی ها را از زنان گرفته است. ولی سخن در این است که یک سلسله بدبختی های دیگر را برای او به ارمغان آورده است. چرا؟ آیا زن محکوم به یکی از این دو بدبختی است؟ و جبرا باید یکی را انتخاب کند؟ یا هیچ مانعی ندارد که هم بدبختی های قدیم خود را طرد کند و هم بدبختی های جدید را؟ این عباراتی است که استاد مطهری در مقدمه ی کتاب نظام حقوق زن در اسلام، پس از ارائه خلاصه ای از مسیری که غرب تا قرن بیستم طی کرد و شرح وضعیت زن در جوامع سنتی و مدرن، آورده است. بی شک در نگاه ایشان زنانِ(غرب) نه در گذشته سعادتمند بودند و نه در معاصر.

زن موجودی است واجد چند نقش با قابلیت ایفای نقش در سطوح مختلف. اساسا انسان موجودی است واجد چند نقش! با چشم پوشی از دلیل و نیت انکار این قابلیتِ چند نقشی بودن از طرف بعضی از افراد و یا اجتماع، نمی توان آسیب وتاثیر این انکار را نادیده گرفت. چرا که اگر مطلوب فرد را سعادت، و کمال اجتماع را حرکت درست و پیوسته در جهت توسعه( سعادت همگانی) بدانیم، می توان ميزان بهره گيري درست و منطقي از قابلیت ها و استعدادهاي فرد فرد اجتماع را يکي از ارکان اصلی در زمينه ي  تحقق توسعه دانست. بنابراین با سرکوب بخشی از نیروهای انسانی این حرکت کندتر و یا در مسیری اشتباه اتفاق می افتد. پیش از هر چیز تذکر یک نکته ضروریست. لفظ انسان، منحصر به هیچ جنسیتی نیست. بلکه این تعریف تمامی انسان ها یعنی زن و مرد، در هر وضعیتی را شامل می شود. گرچه این توضیحی بدیهی است، اما با نگاه به توزیع نابرابر شرایط میان زنان و مردان، در قانون گزاری ها، تصمیم گیری ها و جریانات، می توان ضرورت این تذکر را درک کرد. تذکری که باید هم چون یک بینش جمعی ازطرف زنان و مردان، قانون گزاران و مردم در جامعه ی فعلی ما همواره مرور گردد.

در این نوشتار تمرکز بر تصمیم گیری ها و دلایل شکل گیری آنها نیست. تصمیمانی که منجر به حذف پذیرش دختران در برخی رشته های دانشگاهی، باور به مردانه بودن بعضی از حرفه ها و حذف زنان از آن، دور نگه داشتن زن از بازارکار، حقوق و کارمزد ناهماهنگ و نابرابر میان زنان و مردان همکار در سطوح برابر، نگه داشتن اسم زن کنار خانواده و تاکید بیشتر روی نقش زن در حیطه ی خصوصی و تقویت این فرهنگ بدون حساسیت برابر براستفاده از ترکیب مرد و خانواده، و به طور کلی موانعی که از همکاری عرف و فرهنگ و قراردادها و قانون های اجتماعی با یکدیگر پدیدار می شوند. نگاه بر آسیبی است که بر اثر این شرایط  در فرد و اجتماع ظهور می کند. اگر تحصیل را عامل تعالی فرد و حضور بهتر در اجتماع به واسطه ی فعالیت شغلی بدانیم، ذکر یک نکته ی بدیهی دیگر نیزضروری می باشد. اشتغال در معني خاص خود عبارت است از تطابق نيروي انساني با فرصتهاي شغلي. تعادل اشتغال نیز به معنی تطابق کیفی و کمی عرضه و تقاضا شغل و افراد است. هر فردي از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امکان اشتغال وی به کاري مولد و مفيد در جهت توليد کالا و یا خدمات مورد نياز مردم ايجاد شود و دولت هم موظف است در برابر اختياراتي که از مردم دريافت کرده است، ترتيب این مشارکت و اشتغال را با توجه به عرضه و تقاضاي نيروي انساني از يک سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانايي هاي فردي از سوي ديگر فراهم کند، به نحوي که فرد امکان بروز خلاقيت و نوآوري و خودشکوفایی را بیابد و از طرفی مفيد بودن خويش را نيز در جامعه احساس کند.

اگر از حیطه ی خصوصی افراد، یعنی تصمیم آن ها در نحوه ی اداره ی زندگی شخصی و مدیریت خانواده صرف نظر کنیم، در بستر اجتماعی فرد سعادتمند کسی است که بی مانع توان بروز قابلیت های مثبت خود را داشته باشد و در راستای خدمت خود به امنیت شغلی و رفاه برسد. از اين رو، عدم دسترسي زنان به رشته ی تحصیلی مورد نظر ایشان، شغل مناسب و يا عدم ارتقاي شغلي، علاوه بر اينکه بر موقعيت و درآمد زنان و بسياري از متغيرهاي اجتماعي نظير فقر و بيماري تاثير منفي مي گذارد، به بي عدالتي اجتماعي نيز دامن مي زند، زيرا عدم دسترسي زنان به فرصتهاي شغلي مناسب نشان دهنده ي تبعيض در جامعه مي باشد و تبعيض به معنی بروز تعریفی نا درست از توسعه، و یا انسان است. بنابراین عدم رشد زنان از موانع تحقق توسعه به شمار مي آيد و عامل بسيار مهمي در سد نمودن راه رشد و تعالي جامعه ی انسان است. تعالی که از رویکرد ها و باورهای اصلی جامعه ما می باشد. اما با توجه به عباراتی که در ابتدا از شهید مطهری نقل شد، آیا همواره باید از بخشی از قابلیت های زن صرف نظر کرد؟ آیا همواره یکی از ساحت ها فدای ساحتی دیگر می شود؟ 

و اگر چنین است چگونه می توان هم چنان از ظرفیت های بالای انسان و قابلیت ظهور نقش های مختلف او در عرصه های مختلف خصوصی و اجتماعی صحبت کرد؟ و اگر چنین نیست چگونه می توان میان نقش هاو وظایف گوناگون تعادل ایجاد کرد؟

بی شک با بینش عمیقِ شکل گرفته در جامعه ی ما، و با نقش حساس و تاثیرگذاری که بر روی کوچک ترین بنیاد اجتماعی، یعنی خانواده است، نمی توان و نباید قابلیت های زنان و تاثیرگزاری آنها در خانواده را کمرنگ دید. گرچه پاسخ های بسیار هوشمندانه ای از طرف بزرگان و متفکران متدین و آگاه داده شده است، اما تغییرات فعلی و تمایل محسوس زنان و دختران برای مشارکت بیشتر در عرصه های اجتماعی، نیازمند نگرشی پویا است. اگر جامعه، به زنان(و مردان) و توانایی های ایشان، اعتمادکند، و آن هم نه در حد همان لفظ، احترام بگذارد و در صدد شناسایی و پرورش آنها برآید، زنان با امنیت بیشتر، رشد بیشتری نیز می کنند. شاید این نکته نیز بدیهی باشد که زن خودساخته و نوآور، هم فکر، هم کار، همسر و مادری بهتر نیز هست. اگر جامعه با اعتماد به زنان و مردان، و با فرهنگ سازی درست در جهت مشارکت سالم میان آنها، زن و مرد را درخانواده و در مشارکت اجتماعی کنار هم متصور شود و نه در مقابل هم، به طوری که زن و خانواده یک طرف، و مرد و اشتغال طرف دیگر نباشد، مردان و زنان، انتظار و تعریف بهتری از خود و خانواده می سازند. تعریفی که در آن تمرکز زن تنها بر نظارت بر نیازهای حیاتی اعضای خانواده خلاصه نشود، و تمرکز مرد بر نان آوری. بلکه تلاش هر دو تقسیم تمام امور، مشارکت و تاثیرگذاری حداکثر در ترتبت خود، دیگری باشند. مشارکتی که زیرساخت آن باور به توانایی برابر و امکان رشد برابر است. 

توضیح:

این متن به دعوت بنیاد علمی نخبگان و برای مقدمات مشارکت با همایش نو رای، زن وزندگی چندساحتی نوشته شده است. بنیاد علمی نخبگان اصفهان برگزار کننده این همایش در پایان سال 94 می باشد.

محورهای این برنامه:
۱- توصیف زن آرمانی در ایران اسلامی امروز از منظر تعدد نقش‌های مورد انتظار.
۲- چالش‌ها و مشکلات زنان واجد چند نقش.
۳- مهارت‌های لازم برای زندگی چند ساحتی.
۴- بهبود شرایط زندگی متناسب با تعدد نقش‌های زنان (تغییرات بیرونی مورد نیاز).
شرایط ایران امروز تا چه حد و در چه ساحت‌هایی با ظهور زن آرمانی تناسب دارد/ ندارد؟
۵- معرفی زنان موفق در ایفای چند نقش با هدف الگوسازی. فرد مذکور چگونه موفق به برقراری تعادل در میان نقش‌های متعدد خود شده است؟
* شما می‌توانید اقدام به نگارش تجربه‌ی موفق خود نمایید.
۶- استخراج شیوه‌ها و تکنیک‌های قابل تعمیم و تقلید از مصادیق زن موفق با زندگی چند ساحتی.
۷- مواجهه از دیدگاه مردانه با این پدیده شامل چالش‌ها، مسائل، الزامات و راهکارها.
۱- ۷ مردان چه مشکلات و مسائلی با این زنان تجربه می‌کنند؟

۲- ۷ بی آنکه بخواهیم رای به حذف یکی از نقش‌ها توسط این زنان بدهیم، از جایگاه یا موضع مردانه چه پیشنهادها یا ملاحظاتی را می‌توان ارائه داد؟

برای کسب اطلاعات بیشتر:

isfahan.bmn.ir

  • زن ،
  • زن ،
  • زن ،
  • زنان ،
  • همایش نو رأیی در حوزه زنان و زندگی چند ساحتی ،
  • اجتماعی ،
  • سیاسی ،
  • اشتغال ،
  • زن و خانواده ،
  • زن و اشتغال ،

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است، شما اولین نفر باشید
نظر